کل یوم عاشورا ، کل عرض کربلا

کربلا یعنی همه چیز...

کل یوم عاشورا ، کل عرض کربلا

بسم الله الرحمن الرحیم.
السلام علیکم یا اهل بیت النبوة


سلام ما به حسین و به کربلای حسین
سلام ما به علمدار باوفای حسین

سلام ما به سلامی که عصر عاشورا
نموده بر بدن غوطه ور به خون زهرا

سلام ما به جبین شکسته زینب
سلام ما به نماز نشسته زینب

سلام ما به بدن های مانده در صحرا
سلام ما به ملاقات زینب و زهرا

سلام ما به لب چوب خیزران خورده
به آن خرابه نشینی که نیمه شب مرده

سلام ما به تنوری که اشک زهرا ریخت
به اشک بچه یتیمی که در سحرها ریخت

سلام ما به فرات به موج سوزانش
سلام ما به ابوالفضل و چشم گریانش

در پایان سفر کربلا را برای همه دوستان آرزو میکنم...

طبقه بندی موضوعی

۲ مطلب در تیر ۱۳۹۶ ثبت شده است

شب جمعه کربلا

جمعه, ۳۰ تیر ۱۳۹۶، ۱۱:۱۴ ق.ظ

شب جمعه است...هوایت نکنم می میرم
یادی از صحن و سرایت نکنم می میرم

ناله و شکوه حرام است بر عشاق ولی
از فراق تو شکایت نکنم می میرم

سجده بر خاک شما سیره ی هر معصومی است
سجده بر تربت پایت نکنم می میرم

دوریت درد من و نام تو درمان من است
تا خود صبح صدایت نکنم می میرم

به دعا کردن تو نوکر این خانه شدم
هر سحر، شکرِ دعایت نکنم می میرم

"وضع من را به خــــدا روضـه ی تــــو سامان داد
من اگــــر گـــــریه برایـــت نکنــــم می میرم"

جان ناقابل من کاش فدای تو شود
اگر این جان به فدایت نکنم... می میرم!

شعرهایم همگی درد فراق است... ببخش
صحبت از کرب و بلایت نکنم می میرم

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۰ تیر ۹۶ ، ۱۱:۱۴
خادم هیئت

اربعین 95

يكشنبه, ۴ تیر ۱۳۹۶، ۰۲:۵۵ ب.ظ

به خواست خدا و شفاعت خود آقا بود ه دوباره اربعین 1395 هم کرلا روزی ما شد ولی حیف و صد حیف که مثل برق عبور کرد...

و ما طبق معمول تا اومدیم بخودمون بجنبیم و بفهمیم کجا هستیم اربعین تموم شد و خودمونو توی خاک ایرن دیدیم...

اما باز هم خدا رو صد هزار مرتب شکر که توفیق زیارت در سال 95 م نصیبمون شد با این تفاوت که توی این سری تونستیم حرمین شریفین عسکریین (ع) و همچنین مرقد مطهر سید محمد (ع) رو هم زیارت کنیم. واقعا توفیق خدا به آبروی اباعبدالله (ع) و امضای ایشون بود که باز هم بدون روادید رفتیم و واقعا یقین کردیم که خود آقا بطلبه همه چیز رو خودش فراهم میکنه...

چون من هم جزو افراد ثبت نامی بودم که مدارکم آماده نشد . ترسیدم نرسم کربلا با دو تا از همسفرای قبلی بدون مدارک دل و زدیم به دریا و حرکت کردیم سمت حرم عشق.

دو تا از برادرام هم ثبت نام کردن که اونا بعدا با روادید اومدن ولی خیلی دیر تر از ما.

یادمه توی مسجد معظم کوفه نشسته بودم و زنگ زدم به خونه و برادرم جواب داد که روادید تو تازه رسیده ولی از روادید ما هنوز خبری نیست.

"خدا یا شکرت که این دفعه هم نصیبم کردی"

اما خداییش قبل از رفتن هرسه مون خیلی به این در و اون در زدیم تا روادیدمون درست بشه و حتی توی یکی از ادارات دولتی به شدت به ما توهین شد . عیبی نداره ، اندکی صبر سحر نزدیک است(عجل لولیک الفرج).

حتی توی ترمینال جنوب به ما بلیط مهران ندادند و گفتند دستور اومده به اتباع بلیط ندیم.

بیرون ترمینال رفتیم و یه دلال مسافر کش اومد و مهران مهران. نفری چند ؟ 150 هزار تومن با سواری و پلاک محلی مهران.

خدایا شکرت . سه نفر بودیم و چهارمی هم به ما اضافه شد. حرکت کردیم. راننده بچه منطقه پل دخت اونطرفا بود و اسمش هم علی.

شنیده بودیم توی راه اتباع رو طبق معمول پیاده میکنن و راننده رو هم از این قضیه مطلع کردیم.

علی گفت از جایی میبرمتون که یه دونه ایست بازرسی نباشه و واقعا هم همینطور شد.

نا گفته نمونه توی مرز خیلی اذیت و آزار شدیم . عاخه وقتی طرف یگان ویژه باشه و یه طرف زائر اباعبدالله ع ...

اتباع افغانستانی رو از مرز میگرفتن و میبردن عقب تر حدود 3 یا 4 کیلو متر

دفعه اول ما رو گرفتن ولی خدا رو شکر یه جوری از مخمصه فرار کردیم. منتظر شدیم تا شب.نماز مغرب و عشا رو که خوندیم دیگه سیل زوار افغانستانی اباعبدالله ع موج میزد.

دیگه جمعیت غیر قابل کنترل شده بود و مردم کتک رو به جون میخریدن تا برن توی خاک عراق. ماهم رفتیم .

 خدا همه رو دایت کنه.


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۴ تیر ۹۶ ، ۱۴:۵۵
خادم هیئت